امروز: سه شنبه 29 خرداد 1397 برابر با 19 جون 2018

   اخبار

   اخبار

سه شنبه, 28 شهریور 1396

 شمارش معکوس آغاز شد؛ سوم‌ مهر، تاریخ برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان است؛ طرحی که هیچ‌کدام از دولت‌های منطقه و جهان با آن موافق نیستند. به واکنش‌های ایران که نگاه کنید، از همان ابتدای طرح مسئله همه‌پرسی، پیشنهاد ایران تعویق بود تا آخرین واکنش که علی شمخانی، دبیر شورای امنیت ملی، گفت: «توافقات مرزی صرفا با محوریت دولت مرکزی عراق پابرجا بوده و جدایی اقلیم کردستان از دولت، به معنای مسدودشدن آنهاست».

ایران آنلاین /اما قبل از آن نمایندگان اقلیم کردستان به ایران آمده بودند و درباره طرح جایگزین ایران گفت‌وگو شد. بار دیگر ایرج مسجدی، سفیر ایران در عراق، به همراه هیئت اعزامی اقلیم کردستان، به بغداد رفت و با حیدر العبادی، نخست‌وزیر عراق، گفت‌وگو کردند. موضع ترکیه هم درباره همه‌پرسی در اقلیم کردستان مشخص است؛ مخالفتی صریح و آشکار. حالا عراق روزهای پرتنشی را پشت سر می‌گذارد؛ طرح جایگزین آمریکا، انگلستان، فرانسه و سازمان ملل در پارلمان کردستان که بعد از دو سال تعطیلی، بازگشایی شده است، رأی نیاورد و اقلیم کردستان همچنان بر خواسته خود، برگزاری همه‌پرسی، تأکید دارد. آخرین موضع دولت عراق این است: دادگاه عالی فدرال عراق دستور توقف برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان را صادر کرده است. در این وضعیت، با «ناظم عمر دباغ»، نماینده حکومت اقلیم کردستان در ایران، به گفت‌وگو نشستیم.

 چند روز قبل، پارلمان کردستان عراق در اربیل بعد از دوسال تعطیلی، به‌ برگزاری همه‌پرسی استقلال کردستان در ٢٥ سپتامبر (سوم مهر) رأی مثبت داد. 
تصمیم‌گیری برای برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان، به‌قوت خود باقی است؛ اما درباره تاریخ همه‌پرسی اختلاف‌نظر وجود دارد. تاریخی که تا امروز تأیید شده و رهبری کُرد بر آن اصرار دارد، ٢٥ سپتامبر است؛ اما فشارهای بین‌المللی بر این است که این همه‌پرسی انجام نشود یا به تعویق بیفتد. عده‌ای می‌گویند اصلا نباید همه‌پرسی انجام شود و بخشی معتقدند باید به تعویق بیفتد. در مقابل رهبری کُرد معتقد است اگر طرح بهتری برای جایگزینی همه‌پرسی استقلال کردستان ارائه شود، آن را بررسی می‌کنیم؛ ولی اگر پیشنهادها، چیزی مناسب‌تر و ضمانت اجرائی بیشتری برای به‌دست‌آوردن حقوق کُرد نداشته باشد، اصلا آن را قبول نمی‌کنیم. 
  چرا نتیجه بررسی طرح جایگزین آمریکا، انگلیس، فرانسه و سازمان ملل منفی بود؛ آیا این طرح نمی‌توانست جایگزین همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان باشد؟ 
ریاست حکومت اقلیم کردستان این طرح را بررسی کرد. رهبری شورای احزاب سیاسی کردستان، برای هر تصمیم‌گیری نیاز به جلسه مشورتی دارند. از طرفی، روز جمعه پارلمان اقلیم کردستان بعد از دو سال تعطیلی، فعال شد و اولین کار آنها، تصویب روز همه‌پرسی بود. معتقدم باید رهبری کُرد را حمایت کنیم. باید مواظب باشیم در موقعیت‌های دوگانه، رفتارهای ما بر کاریزمای رهبری کُرد تأثیری منفی نگذارد. باید به همان اندازه که او را تشویق و حمایت می‌کنیم که همه‌پرسی انجام شود، به همان اندازه نیز کاری کنیم تا فرصتی برای رهبری آینده داشته باشند و بتوانند برای منافع کُرد، مذاکره و گفت‌وگو کنند. 
  مردم اقلیم کردستان در مقابل بغداد چه مطالباتی دارند؟ 
امتیازاتی که مردم کُرد می‌خواهند، کاملا واضح است. آنها عبارت‌اند از: 
- زمان همه‌پرسی استقلال کردستان مشخص شود؛ مثلا کشورهای منطقه یا آمریکا می‌گفتند که همه‌پرسی دیرتر انجام شود و ما می‌گفتیم دیرتر یعنی دقیقا چه زمانی باید انجام شود؟ همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان و مذاکره با بغداد با نظارت سازمان ملل انجام شود. 
- باید بغداد به توافق‌های انجام‌شده، پایبند باشد.  فعلا پیشمرگه‌ها در مناطق متنازعه ماندنی هستند.  
- تلاش بر این است که طبق ماده ١٤٠ و طبق توافقات دیگر، این مناطق به اقلیم کردستان برگردد.  در نهایت باید وضعیت نفت در منطقه مشخص شود. 
  چند روز قبل حیدر العبادی، رهبران کُرد را برای مذاکره به بغداد دعوت کرده بود. نتیجه این دعوت به کجا انجامید؟ 
 به‌نظر من حیدر العبادی با این مسئله بازی می‌کند! 
 یعنی چه؟ 
او از ما برای مذاکره دعوت نکرده است؛ ما از روز اول خواستار مذاکره بودیم و حتی سه هفته قبل، هیئت مذاکره اقلیم کردستان به بغداد رفت؛ ولی در عمل به نتیجه نرسید. اگر به نتیجه می‌رسیدند، بار دیگر به بغداد می‌رفتند. نکته بعدی این است که هفته قبل، وقتی اقلیم کردستان تصمیم گرفت هیئت مذاکره‌ای به بغداد بفرستد، آنها به‌جای فراهم‌کردن فضای مذاکره، دو ماده در پارلمان عراق تصویب کردند که باعث شد مذاکره متوقف شود.
آنها پروسه همه‌پرسی را به‌طورکلی رد کرده‌اند و حتی پارلمان بغداد، اختیارات به‌کاربردن قدرت نظامی را به حیدر العبادی داده است. کسی که می‌خواهد فضای مذاکره را فراهم کند، نباید چنین می‌کرد؛ آنها اول تهدید می‌کنند و بعد بغداد می‌خواهد، با نماینده اقلیم کردستان مذاکره کند. آنها حتی در پارلمان عراق، خواستار برکناری فؤاد معصوم، رئیس‌جمهوری عراق، هستند که کُرد است. مذاکره با اقلیم کردستان برای بغداد تاکتیک است، ولی ما بر این تأکید داریم که مشکلات خود را باید با مذاکره حل کنیم، چون ما قدرت نظامی نداریم که بخواهیم با فشار نظامی، وارد مذاکره شویم. ما با دیپلماسی سیاسی، مذاکره می‌کنیم. همه‌پرسی یکی از همین فشارهاست که به حقوق خودمان دسترسی پیدا کنیم. 
 بغداد، ایران و ترکیه با همه‌پرسی اقلیم کردستان مخالف هستند؛ دادگاه عالی فدرال عراق دستور توقف برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان را صادر کرده است؛ در این صورت، وضعیت اقلیم به چه سمتی می‌رود؟ 
اگر به نیت و عملکرد مردم اقلیم کردستان نگاه کنیم، به نظرم مشکل بزرگی به وجود نمی‌آید؛ رهبری کُرد معتقد است از راه مذاکره و پشتیبانی بین‌المللی باید به نتیجه مورد انتظار رسید، ولی با تفکر و عقلانیت بعثی ‌صدامی که در بعضی رهبران ‌عراقی وجود دارد، ممکن است آنها به طرف جنگ و استفاده از قدرت نظامی بروند؛ اگر این‌چنین شود، مشکلات بزرگی به وجود می‌آید، ولی شرایط ترکیه و ایران متفاوت است. 
 یعنی ممکن است درگیری و جنگ داخلی به‌وجود بیاید؟ 
اگر به نتیجه نرسیم شاید از طرف عراق به اقلیم کردستان حمله نظامی شود و امیدواریم این اتفاق پیش نیاید. 
 در مورد همه‌پرسی استقلال کردستان، در میان کشورهای منطقه و عموم مردم کردستان دو دیدگاه مطرح است. کشورهای منطقه معتقدند رفراندوم مسئله ژئوپلیتیک منطقه را با تغییر مواجه خواهد کرد؛ مردم هم می‌پرسند آیا شرایط فعلی اقلیم کردستان و عراق، برای برگزاری رفراندوم مناسب است؟ 
 وقتی رهبری کرد تصمیم می‌گیرد این پروسه را اجرائی کند، حتما شرایط اقلیم و شرایط منطقه به‌گونه‌ای است که ما می‌توانیم موفق شویم. کردستان بعد از شکست‌دادن داعش در عراق، آینده دیگری را انتظار می‌کشد که این آینده شروع خواهد شد. تنها اختلاف‌نظری که وجود دارد این است که دو گروه سیاسی «کومه‌لی اسلام» و «گوران» (تغییر) اگرچه با اصل همه‌پرسی موافق هستند، ولی درباره زمان اجرائی‌شدن همه‌پرسی و شرایط منطقه، سؤالات و ملاحظاتی دارند یا درباره اینکه چون همه‌پرسی در پارلمان کردستان تصویب نشده بود، آن را شرعی نمی‌دانستند؛ روز جمعه این بهانه هم برطرف شد و پارلمان کردستان فعال شد.  
  اقلیم وضعیت مناسبی به‌دلیل پارلمان مستقل، داشتن نماینده در مجلس و بودجه مستقل دارد. در شرایطی که عراق تازه از جنگ با داعش خلاص شده، چه اصراری به استقلال در اقلیم وجود دارد؟ 
ما در اقلیم کل شرایط را داریم، اما هر زمان که بغداد دلش بخواهد آسمان و راه را بر کردستان می‌بندد، بودجه آن را قطع می‌کند، حمله نظامی می‌کند و کردستان حمایتی را به‌عنوان کشور مستقل برای خود ندارد تا از همسایه‌ها، جهان و سازمان ملل درخواست کند که دولت عراق به کردستان ظلم می‌کند. این تحلیل و تفسیر اشتباه است که بگویند مردم کرد چون همه‌چیز دارند، پس استقلال نخواهند. اصلا این‌طور نیست؛ ما مهم‌ترین مسئله را که استقلال است نداریم. 
 با این مخالفت‌های جدی منطقه‌ای و دولت عراق، ممکن است استقلال اقلیم نه‌تنها به بهبود وضعیت زندگی مردم کمک نکند، بلکه بار دیگر آنها را با تهدیدهایی جدی مواجه کند؟ 
ما با نیت بهبود زندگی مردم اقلیم کردستان این کار را می‌کنیم. از روز اول که شروع به قیام و انقلاب کردیم، با این هدف بوده است؛ امروز رهبری کرد می‌خواهد این خواست را تکمیل کند و به این نتیجه رسیده که مردم کردستان تصمیمی بگیرند که زندگی‌شان را بهتر کنند. حالا ما وارد جنگی می‌شویم که باید منتظر نتیجه آن ماند. البته این جنگ نظامی نیست. در جنگ نظامی، اقلیم کردستان، اگر پشتیبان نداشته باشد نمی‌تواند در برابر عراق یا هر کشور دیگری مقاومت کند. البته کرد از قربانی‌شدن و جنگ ترس نداشته است. 
  اگر قرار باشد حکومت عراق امتیازاتی به اقلیم بدهد، باز هم اصرار بر این خواسته وجود خواهد داشت؟ 
عراقی که تاکنون پایبند به هیچ توافقی نبوده، چگونه می‌خواهد بعد از این به توافق‌های خود پایبند باشد؟ عراق زمانی که به قدرت و حمایت پیشمرگه کرد نیاز داشت، این کار را نکرد؛ امروز بعد از پیروزی در جنگ با داعش، با غرور بعد از پیروزی، من می‌پرسم عراق چگونه می‌خواهد به کرد امتیاز بدهد؟
ما تجربه عراق قدیم را هم داریم. متأسفانه تا این لحظه کسانی در رهبری عراق حضور دارند که تفکراتشان شبیه حزب بعث گذشته است. به‌همین دلیل هفته گذشته وقتی پارلمان عراق همه‌پرسی استقلال کردستان را رد کرد، به حیدالعبادی اختیارات استفاده از قدرت نظامی داد. درحالی‌که در قانون اساسی عراق آمده نباید ارتش وارد جنگ داخلی شود و این خودش نقض قانون است. مشکل ما این است که اعتماد به عراق از بین رفته است. حقوقی که در چارچوب قانون اساسی عراق ذکر شده، اگر به مردم کرد می‌دادند کار به اینجا نمی‌کشید. ماده ١٤٠، قانون پیشمرگ، قانون نفت، پروژه نفت، پروژه روال روابط بین اقلیم کردستان و دولت مرکزی بغداد همه این حقوق را معین کرده است؛ برای همین شما به راه‌هایی که قبلا امتحان شده، اشاره نکنید. 
 مسئله بعدی واقعیت‌هایی است که در منطقه وجود دارد. بیشتر کشورهای منطقه همه‌پرسی اقلیم را تهدید در منطقه به حساب می‌آورند و به همین دلیل با همه‌پرسی مخالف هستند. تأثیر این مخالفت در سرنوشت همه‌پرسی چه می‌تواند باشد؟ 
کردهای عراق در گذشته ثابت کرده‌اند که عامل برقراری آرامش منطقه و مرز مشترک با کشورهای همسایه بوده‌اند و بعد از این هم خواهند بود. کردهای عراق در چارچوب قانون اساسی عراق، طالب حقوق خود هستند. ما دولت کرد در کردستان عراق تشکیل نمی‌دهیم که برای ایران، سوریه و ترکیه مشکل ایجاد کنیم. دولت عراق با حضور کرد، سنی و شیعه دولت تشکیل داده است. ما و شیعیان زمانی از طرف حزب بعث ستم می‌دیدیم. تا اینکه به واسطه هم‌پیمانی کرد و شیعه توانستند دولت جدیدی در عراق روی کار آورند و عراق نباید این را فراموش کند. اما مسائل اخیر نشان داد که آنها به قول‌هایشان پایبند نیستند.  
 بعد از مخالفت‌های متعدد ایران روز شنبه، علی شمخانی، دبیر شورای امنیت ملی، اعلام کرد: «توافقات مرزی صرفا با محوریت دولت مرکزی عراق پابرجا بوده و جدایی اقلیم کردستان از دولت، به معنای مسدودشدن آنهاست». به نظرتان این نگرانی‌ها به چه مواردی برمی‌گردد؟ 
ایران تا زمانی که جنبش کردی و عراقی وجود دارد یک پشتیبان و هم‌پیمان حقیقی و دوستانه برای مردم کرد بوده است. ایران در همه شرایط به ما کمک کرده است. به‌همین‌دلیل نگرانی‌شان را درک می‌کنیم؛ اگرچه گاهی می‌شنویم می‌گویند کردستان عراق، اسرائیل دوم لب مرز ایران است، ولی این تشبیه اشتباه است. 
 آیا ممکن است اقلیم در آینده به سوی همکاری با اسرائیل پیش برود؟ 
خیر! اقلیم چهار مرز با چهار کشور دارد: عراق، ترکیه، سوریه و ایران و ما مسلمان هستیم. درحال‌حاضر ما با ایران ارتباط داریم و با شرایط فعلی منطقه نمی‌توانیم به فکر روابط سیاسی با اسرائیل در آینده باشیم و همچنین حاضر نیستیم کشورهای عربی یا مسلمان را با خود دشمن کنیم. ما به لحاظ نژادی، استراتژیک و طبیعت جغرافیایی با اسرائیلی‌ها تفاوت داریم. کرد با ایران هم‌نژاد است؛ ما همه آریایی هستیم؛ هر دو مسلمان هستیم و ما در سرزمین خودمان ساکن هستیم. در طول تاریخ ایران پشتیبان کردها و مردم عراق بوده است و ما هیچ دشمنی‌ای با ایران نداریم. چند سال گذشته کرد عراق ثابت کرده دوست واقعی ایران است و در امنیت و آسایش منطقه و مرزها اثرگذار بوده است. ایران هم باید عراق را درک کند. اگرچه ایران از اول مخالف همه‌پرسی بوده، ولی در کنار این مخالفت راه‌حلی داشته است. ایران گفته آمادگی دارد بین اقلیم کردستان عراق و بغداد زمینه مذاکره را فراهم کند و از حقوق کرد طبق قانون اساسی عراقی حمایت کرده است. این نکته مثبتی است؛ آمریکایی‌ها هم امروز می‌خواهند همین کار را انجام دهند. 
 با وجود این، ایران همچنان نگران است. 
نگرانی ایران را درک می‌کنم. متأسفانه وضعیت عراق و منطقه به‌گونه‌ای است که کشورهای دیگر می‌خواهند در کردستان و عراق تسویه‌حساب کنند. این وضعیت گاهی به منفعت و گاهی به ضرر ایران است. همه کشورها به دنبال حفظ منفعت خودشان هستند؛ این حق مسلم هر کشوری است که دنبال حفظ منافعش باشد. اما نباید اجازه دهند کرد مستضعف قربانی شود. 
 شما وقتی کرد را مستضعف می‌خوانید، با این پیش‌فرض حرف می‌زنید که خودتان را جدای از عراق می‌دانید. 
ما از اول از عراق جدا بودیم. ما را به‌زور به هم پیوند داده‌اند. اما امروز شرایطی به وجود آمده که عراق ما را قبول ندارد. 
 کردستان جزئی از خاک عراق است، چطور می‌گویید عراق بخشی از خاک خود را قبول ندارد؟ 
بعد از جنگ جهانی اول کردستان عراق جزئی از عراق شد، ما قبلا عراقی نبودیم. امروز عراق، کردستان را قبول ندارد؛ اگر قبول داشت باید به توافق‌ها و قانون عراقی پایبند بود.
روزی که جلال طالبانی به بغداد رفت آیت‌الله سیستانی اعلام کردند آقای طالبانی سوپاپ اطمینان امنیت و رشد عراق هستند. یعنی نمی‌شود طالبانی را مثل یک دریچه اطمینان جایی بگذارید، ولی آن را حفظ نکنید؛ باید بتوانید آن حفظ کنید. «ایاد علاوی»، رئیس حکومت موقت انتقالی، از دوستان کرد بود ولی در مدت یک سال که رئیس حکومت انتقالی عراقی بود، هیچ کاری نکرد. «ابراهیم جعفری» برای کرد هیچ کاری نکرد و بعدا «نوری مالکی» بر سر کار آمد ولی پایبند به هیچ‌کدام از توافقات انجام‌شده با جلال طالبانی نبود. او به‌جای پایبندی به توافق‌ها، نیروی دجله را تشکیل داد و خواست به مناطق کرد حمله کند. بودجه کردستان را کم کرد و ما هم نفت را مستقل فروختیم که این هم داستان دیگری دارد. تا اینکه نوری‌مالکی برسر کار رفت و جای خود را بعد از مدتی به حیدر العبادی داد. 
 با روی کار آمدن «حیدر العبادی» تغییر مطلوب اقلیم در بغداد رخ داد؟ 
 به نظر من عبادی و مالکی باهم فرقی ندارند. دو روی یک سکه هستند. در حزب الدعوه، عبادی، مسئول مالکی بود و مالکی رئیس حکومت عراقی بود. هیچ تفاوتی در عملکرد این دو نیست، مالکی، عبادی یا جعفری یک تفکر را پیگیری می‌کنند. متأسفانه تفکرات تسلط خودخواهی و حزب‌خواهی در عراق مسلط است. آنها به‌خاطر یک رأی، حق کرد را نادیده می‌گیرند. من معتقدم اگر منتظر تغییر هستیم، صرفا نباید به تغییر فرد اکتفا کرد، بلکه تفکری که حاکم است باید تغییر کند. من میان عبادی و مالکی تفاوتی نمی‌بینم زیرا عبادی شخص پرنفوذی در حزب دعوه بود و همچنین تئوری‌پرداز حزب دعوه است که نوری مالکی ریاست آن را برعهده داشت. مگر می‌شود تئوریسین یک حزب بدون هماهنگی با حزب دست به کاری بزند. 
 کردها رفراندوم را به‌عنوان یک استراتژی پیگیری می‌کنند یا تاکتیک؟ 
استراتژی. شاید در روال اجرا و نتیجه از همه‌پرسی به‌عنوان تاکتیک استفاده کنند اما در اصل موضوع همه‌پرسی یک استراتژی است. برخی این‌طور فکر می‌کنند ما به‌دنبال امتیازگرفتن از بغداد هستیم و این تاکتیک ماست ولی این‌گونه نیست. 
 به مسئله نفت اشاره کردید. دولت عراق می‌گوید نفت متعلق به دولت مرکزی است. 
ما هیچ مشکلی در این زمینه نداشته و نخواهیم داشت. قانون اساسی عراقی با توافق تصویب شد و خیلی از مسائل آنجا تصویب شده است. ما اولین موردی که می‌خواهیم پایبندی به قانون اساسی عراق است. قانون اساسی عراق با توافق کل گروه‌های سیاسی این کشور نوشته شده است؛ سه پروژه قانونی دیگر آماده کرده‌ایم که باید در پارلمان عراقی تصویب می‌شد: پروژه قانون نفت، پروژه قانون پیشمرگ و پروژه قانون روابط بین حقوق اقلیم کردستان فدرالیسم با بغداد. اما از آن زمان، این طرح‌ها تاکنون در کشوی رئیس پارلمان خاک می‌خورد و آنها را تصویب نکرده‌اند. در قانون اساسی عراق به سیاست خارجی، سیاست دارایی و سیاست دفاعی مشترک اشاره شده است: یعنی پیشمرگ، نفت، دارایی. در قانون نفت همین کارها مورد توجه است که ما امروز انجام می‌دهیم. اگر عراق در پارلمان قانونی را تصویب می‌کرد، وضعیت قابل‌نظارت و قابل‌کنترل بود اما چون تصویب نکرد، مسئله کنترل نشد. 
 چه گروهی هستند؟ 
نمی‌توانم نامشان را ببرم. آنها تصور می‌کنند اگر کردها از عراق جدا شوند شاید دولت صددرصد شیعه در عراق تشکیل شود. آنها تصور می‌کنند کرد وقتی جدا شود شکست می‌خورد و ناچار می‌شود با خواهش به بغداد بر‌گردد. 
 این فاکتور را هم باید در نظر بگیرید. 
شکست کردها و تسلط مطلق یک گروه در حکومت عراق خواب است. چه بخواهیم و چه نخواهیم تا این لحظه آمریکا و کشورهای دیگر منطقه به حضور ایران در صحنه راضی نیستند. اما به نظر ما اگر ایران نبود شاید عراق الان عراق داعشی بود. به‌همین‌دلیل هم‌پیمانی کرد متحد با شیعه متحد ضروری است و این برای ایران و کرد عراق لازم است. 
  از زمانی که مقوله نفت وارد مناسبات اقلیم شده، چقدر فکر استقلال‌خواهی تقویت شده است؟ 
این فاکتوری است که می‌تواند به ما کمک کند. وقتی نفت داریم برای ما اقتصاد معنی دارد. زمانی می‌گفتند اجازه نمی‌دهیم کرکوک با کردستان متحد شود، چون منابع نفتی دارد. امروز ما می‌گویم کرکوک هم برای شما؛ اگر حیثیت ملی و قومی نبود از این مسئله می‌گذشتیم و ما با نفت هم مشکلی نداریم. در کردستان خیلی بیشتر از کرکوک نفت وجود دارد. 
 سرنوشت مناطق مورد منازعه مثل کرکوک و خانقین در این رفراندوم چه وضعیتی خواهد داشت؟ 
 همه را با یک چشم نگاه می‌کنیم. 
 نخست‌وزیر عراق تصمیم شورای استان کرکوک برای شرکت در رفراندوم را «غیرعاقلانه» و «اشتباه» خوانده است؟ 
اگر همه‌پرسی اقلیم کردستان قانونی و شرعی نباشد همه‌پرسی کرکوک شرعی است؛ چون در ماده ١٤٠ برای مناطق متنازعه، تصویب شده که باید همه‌پرسی انجام شود تا معلوم شود جمعیت منطقه متنازعه مایل هستند در کردستان باشند یا مستقل باشند یا با بغداد؟ شاید الان بگویند این همه‌پرسی قانونی نیست و باید دوطرفه تصویب شود. شاید باید بگویند اجراشدن آن باید با همراهی بغداد باشد؛ اما پاسخ ما این است که ما آماده‌ایم ولی آنها (بغداد) نمی‌آید.

اگر پیشمرگ و مقاومت کُرد نبود، مناطق متنازعه که امروز زیر حمایت پیشمرگ است و به‌آرامی زندگی‌اش را پیش می‌برد دست داعش بود. اگر پیشمرگ نبود داعش کرکوک را به دست می‌گرفت. 

رئیس اقلیم کردستان تأیید کرده همه‌پرسی و استقلال با جایگزین بهتر امکان دارد به تعویق بیفتد. آیا پیش‌شرط‌گذاشتن به جایگزین بهتر به این معنا نیست که همه‌پرسی می‌تواند تاکتیک باشد نه استراتژی؟ 
تأکید می‌کنم استراتژی است؛ اما تحلیل کُرد از «جایگزین بهتر» چیزی است که با تحلیل غیرکُرد متفاوت است. غیرکردها معتقدند جایگزین بهتر یعنی پذیرفتن شکست؛ اما همه‌پرسی گام اول است برای رسیدن به استقلال. اگر همه‌پرسی به عقب بیفتد به معنی ازبین‌رفتن آن برای همیشه نیست، به معنی این است که شاید ما موقعیت انجام آن را نداریم، ولی در زمان مناسب و با نظارت سازمان ملل برگزار خواهد شد. 
 اگر کردهای منطقه کردستان بگویند خواهان استقلال نیستند، بارزانی چه خواهد کرد؟ 
«لکل حادث الحدیث»؛ هر اتفاقی، تفسیری دارد. کرد باید از کاریزمای رهبری خودش حمایت کند. 
  آقای بارزانی در مصاحبه‌ای با روزنامه «شرق‌الاوسط» گفته است در صورت رأی‌نیاوردن همه‌پرسی استقلال کردستان، هیچ مسئولیتی را در اقلیم قبول نخواهند کرد. آیا به این گفته خود عمل خواهد کرد؟ 
کرد باید از کاریزمای رهبری خودش حمایت کند. 
 یعنی تصمیم رهبری را بپذیرد؟ 
یعنی حمایت کند، یعنی اگر رئیس اقلیم چیزی را تصویب کرد، در عمل تنها نماند. حتی اگر رفراندوم به تعویق بیفتد، او تنها تصمیم نمی‌گیرد؛ بلکه می‌گوید با احزاب سیاسی باز مشورت می‌کنیم. باید مردم و احزاب، رهبری کرد را حمایت کنند و اگر فردا تصمیم گرفتند نباید بگویند آقای بارزانی شما شکست خوردید؛ اما در کل نظرات متفاوتی به وجود می‌آید که مربوط به زمان خود است. آینده را رأی مردم تعیین می‌کند. حتی اگر طرح رأی نیاورد، باز ممکن است مردم با یک حمایت خیابانی بخواهند رهبری کرد باقی بماند یا اینکه بعد فرد دیگری را برای رهبری اقلیم کردستان انتخاب کنند. 
 در صورت برگزارنشدن همه‌پرسی و منتفی‌شدن مسئله استقلال‌خواهی، برنامه یا نقشه بعدی کردها چیست؟ 
سؤال سختی است! به نظرم به هر دلیلی اگر نتیجه منفی باشد، باید مقاومت و تحمل کُرد ادامه داشته باشد. از طرفی چرا شکست؟ 
 وقتی شما می‌پرسید چرا شکست؛ به نظر می‌رسد یا از پیروزی خودتان خیلی مطمئن هستید یا اینکه برنامه دیگری در پیش ندارید.
همه برنامه‌ها را نمی‌توانیم بگوییم. مگر می‌شود رهبری کُرد با تجربه‌ای که دارد، برنامه دوم و جایگزین نداشته باشد. ما سال‌هاست که مبارزه می‌کنیم؛ توافق الجزایر برای حرکت کُرد یک شکست بود نه پیروزی. ٣٤٠‌ هزار کُرد به ایران پناهنده شد. بیش از ٤٣‌ هزار پیشمرگ اسلحه‌شان را زمین گذاشتند و به ایران آمدند یا به اروپا رفتند. رهبری کرد حتما بلد است که کجا پیروز می‌شود و کجا شکست می‌خورد و می‌داند در هر موقعیت چه کار کند. 
 آیا این یک ایدئولوژی برای کردستان است؟ 
بله ایدئولوژی و برنامه کار؛ هر کردی که از مسئله استقلال کردستان حمایت نکند، خیانت کرده است. 
 این گفته به معنای این است که زمینه سرکوب صداهای مخالف در اقلیم کردستان پیش خواهد آمد. 
خیر. چرا زمینه مخالفت فراهم باشد؟ 
 هر طرحی مخالفان خود را دارد. 
بله، ولی در مسائل ملی نباید اختلاف باشد. می‌شود تاکتیک و راه اختلاف داشته باشیم. 
 اما به نظر می‌رسد کردستان عراق به سمت تک‌صدایی و درگیری پیش می‌رود... .
اصلا! چرا باید زمینه اختلاف پیش بیاید؟ کرد وقتی خواهان استقلال باشد لازم به ایجاد هدف و سیاستی واحد است و از طرفی فضای آزاد برای شهروندان فراهم باشد. تک‌صدایی معنا ندارد. 
 آقای دباغ، شورای وزارتی امنیت ملی عراق اعلام کرده با برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق مخالف است و این همه‌پرسی تهدید علیه امنیت ملی، وحدت و یکپارچگی عراق است. چه آینده‌ای در انتظار کردستان عراق است؟ 
مگر کُرد انفال ندید؟ صدام حسین ١٨٦‌ هزار نفر از کردها را زنده‌به‌گور کرد. مگر کُرد از دست صدام تهدید ندید؟ مگر کُردها بمباران شیمیایی نشدند؟ بعد از توافق الجزایر، صدام حسین گفت اگر درخت خرما در سر من دربیاید یک بار دیگر حرکت کردی در عراق به وجود می‌آید؛ این‌قدر مطمئن بود! او چهار‌هزارو ٢٣٠ روستا را با خاک یکسان کرد. ٢٤٥ گردان را از کرد جاش تشکیل داد که از دولت عراق حمایت می‌کردند. ولی یک ‌سال نگذشت که کُرد قیام کرد و به نتیجه هم رسیدیم. 
 چه کسانی حامی این طرح در منطقه هستند؟ 
هیچ‌کدام از دولت‌های منطقه حامی همه‌پرسی استقلال کردستان نیستند. ایران حامی اجرای مذاکره کردستان با بغداد است و می‌گوید خودش ضامن اجرای توافق‌های میان کردستان و بغداد است. حقیقت این است که شاید به‌همین‌دلیل تابه‌حال عراق در مقابل فشارها، مقاومت کرده است؛ اما اینکه آینده چه می‌شود هنوز معلوم نیست و پاسخ آن دشوار است. ایران همیشه حامی امروز و گذشته کردستان بوده است./شرق

 

سه شنبه, 28 شهریور 1396

تهران- ایرنا- نماینده اقلیم کردستان عراق در تهران گفت : هیئتی از اقلیم کردستان برای ادامه مذاکره درباره برگزاری همه پرسی تا روز شنبه (اول مهر) به بغداد می رود.

ناظم دباغ روز سه شنبه در گفت و گو با خبرنگار سیاسی ایرنا از قول فلاح مصطفی مسئول دفتر بخش خارجی اقلیم کردستان عراق هم اظهار کرد: انتظار داریم که پیشنهاد جدیدی برای عقب انداختن همه پرسی ارایه شود.
به گزارش ایرنا در آخرین تحولات مرتبط با عراق،پارلمان کردستان عراق شامگاه جمعه 24شهریور ماه، با برگزاری همه‌ پرسی جدایی از دولت مرکزی عراق موافقت کرد. 
این در حالی است که دادگاه عالی قانون اساسی عراق روز دوشنبه طی حکمی خواستار توقف همه پرسی شد که قرار است در 25 ماه جاری میلادی (سوم مهر ماه)در اقلیم کردستان عراق برگزار شود.

جمعه, 24 شهریور 1396

«ناظم دباغ» نماینده اقلیم کردستان عراق در تهران، با «رونی سی. اکورون» رئیس نمایندگی هیئت همکاری سازمان ملل در امور عراق در ایران دیدار کرد.

 «رونی سی. اکورون» Rene C. Aquarone رئیس نمایندگی هیئت همکاری سازمان ملل در امور عراق در تهران به همراه خانم «کارا جانسون مالینا» معاون نمایندگی یونامی در تهران روز سه‌شنبه 21 شهریور ماه جاری (12/9/2017) از دفتر نمایندگی اقلیم کردستان عراق در تهران بازدید کرد و از طرف «ناظم عمر دباغ» نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق در تهران مورد استقبال قرار گرفت. 

 «رونی سی. اکورون» در مورد اقلیم کردستان و منطقه سؤالاتی را طرح کرد که «ناظم دباغ» با دقت به همه آنان پاسخ گفت و رئیس نمایندگی هیئت همکاری سازمان ملل در امور عراق در تهران از نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق در تهران تشکر و قدردانی کرد برای اطلاعاتی که در اختیار آنان قرار داده است.     

 «ناظم دباغ» نماینده حکومت اقلیم کردستان عراق در تهران با دقت و ریزبینی مسئله همه‌پرسی در اقلیم کردستان را برای آنان توضیح داد و تأکید کرد که ریاست کردها بر انجام‌دادن رفراندوم در موعد خود، مصمم است و از یونامی درخواست کرد که همانگونه که در جهت حمایت از ملتهای ستمدیده تأسیس شده است؛ همچون گذشته، همکار  و همیار ملت کُرد باشد و یک بار دیگر از ملت کُرد پشتیبانی و حمایت کند.

چهارشنبه, 15 شهریور 1396

ناظم عمر دباغ

با پایان جنگ جهانی اول و سقوط دولت عثمانی و متعاقب آن تشکیل دولت جدید در عراق، یعنی بعد از انعقاد قراردادهای لوزان و سایکس – پیکو، بخشی از کردها به اجبار به عراق فعلی ملحق شدند؛ به‌همین‌دلیل از همان ابتدا، نارضایتی‌ها آغاز و از راه اعتراضات و قیام‌های متفاوت، مبارزه مردم کُرد برای احقاق حقوق خود، تاکنون تداوم داشته است. 

اولین قیام، قیام شیخ‌ محمود حفید بود که در ٢٢ مارس ١٩١٩ با رهبری ایشان در سلیمانیه، حاکمیت کردستانی اعلام و خود ایشان به‌عنوان ملک محمود معرفی و شناخته شدند. حاکمیت کردها به رهبری شیخ محمود در مقاطع متفاوتی تداوم داشت تا سال ١٩٣٠ که از سوی ارتش انگلستان که در عراق حضور داشتند، به این قیام پایان داده شد. 
 بعد از آن، جنبش بارزان در زمان جنگ جهانی دوم آغاز شد و تا زمان قیام سپتامبر به رهبری ملامصطفی بارزانی تداوم داشت که این قیام هم به اهدافش نرسید و در سال ١٩٧٥ درر نتیجه‌ قرارداد الجزایر میان شاه ایران و صدام حسین، شکست داده شد و یک سال بعد از این تاریخ، قیام کردها بار دیگر شروع شد. بعد از جنگ اول خلیج فارس فرصتی برای کردهای عراق ایجاد شد و بعد از آزادی کویت در سال ١٩٩٠ قیام و رستاخیز مردمی کردها شروع شد و در نتیجه منطقه پرواز ممنوع شکل گرفت و تحت‌ تأثیر آن شکلی از مدیریت و حاکمیت مستقل شکل گرفت. 
باید اذعان کرد که بعد از قیام بارزانی و قیام سپتامبر در سال ١٩٦١ و قیام نوین مردم کردستان، چه در زمان سیستم‌ پادشاهی و چه در زمان استقرار جمهوری در عراق، هیچ‌گاهه حقوق کردهای عراق تأمین نشد و اجازه ندادند حداقل خواسته‌ها و حقوق این ملت تأمین و رعایت شود؛ به‌همین‌دلیل از راه‌های متفاوت مبارزه و قیام، جنبش مردم کردستان تداوم داشته است. حکمرانی اقلیت اهل سنت در عراق تا زمان حمله آمریکا به عراق ادامه داشت. در زمان جنگ دوم خلیج فارس و هم‌پیمانی بین‌المللی که به فرماندهی آمریکا شکل گرفت، دروازه‌ای برای ورود آمریکا به عراق و اقلیم کردستان گشوده شد، به‌ویژه که ترکیه اجازه نداد آمریکا از پایگاه نظامی انجرلیک و مرزهای آن کشور استفاده کند، و چنین شد که اقلیم کردستان از این شرایط سود برد و اجازه استفاده از آسمان و خاکش را به هم‌پیمانان داد تا علیه حکومت صدام وارد عمل شوند. 
البته نباید این واقعیت تلخ را فراموش کنیم که نه قیام کردها و نه اپوزیسیون عراقی توان نابودی رژیم بعث را نداشتند؛ به‌همین‌دلیل هم‌پیمانی میان عراقی‌ها و کردها از یک طرف، ازز طرفی دیگر با جمهوری اسلامی ایران و از آن سو نیز با هم‌پیمانان غربی و آمریکا شکل گرفت و توانستند رژیم بعث را نابود کنند. 
بعد از سقوط رژیم صدام و ورود آمریکا و هم‌پیمانان، ارتش آمریکا نیروهای خود را در عراق و اقلیم به شیوه‌های گوناگون حفظ کرد، تا زمان شکل‌گیری دولت نوری مالکی که با توافقق استراتژیک میان دو کشور، خواسته شد ارتش آمریکا از عراق خارج شود. من همان زمان پیش‌بینی کردم که آمریکایی‌ها با این خروج، کاری خواهند کرد که خود عراقی‌ها زمانی خواهان بازگشت آنها شوند که چنین نیز شد و تروریست‌ها در عراق و اقلیم کردستان فعالیت‌های خود را گسترش دادند و مناطق زیادی به دست داعش اشغال شد. ارتش عراق شکست سهمناکی متحمل شد و نهایتا شهر موصل را تسلیم کردند و داعش به سمت اقلیم کردستان هجوم آورد. 
این عوامل باعث شد که ارتش آمریکا بیش‌از‌پیش جای پای خود را در عراق و اقلیم کردستان مستحکم کند. 
در‌این‌میان در نتیجه ظهور و بروز داعش و هجومی که به سمت اقلیم کردستان انجام داد، نیروهای پیشمرگه‌ نقش مهمی ایفا کردند و توانستند مناطق اشغالی را با موفقیت آزاد کنندد و نیروی پیشمرگه تبدیل به نماد دفاع و مقابله با تروریست‌ها شد؛ در نتیجه نیروهای هم‌پیمان و آمریکا اهمیت زیادی برای پیشمرگه و ملت کرد قائل شدند. 
درحال‌حاضر نیز داعش با شکستی بزرگ روبه‌رو و در آستانه نابودی است؛ هرچند کاملا از بین نخواهد رفت و ضعیف خواهد شد. به درازای تمام این وقایع نیز کردها در فکر راه‌‌ چاره‌ایی بودند که حقوق مشروع خود را تأمین و به مسیر جنگ برای تأمین امنیت منطقه پایان دهند و در این راه نیز ثابت کرده‌اند که بخشی از راه‌حل و عامل مهمی برای ثبات و امنیت هستند. 

 

رهبری کردها برای مقطع بعد از داعش و آینده عراق به این نتیجه رسیده که بهترین راه‌حل تصمیم‌گیری برای سرنوشت خود انجام همه‌پرسی برای استقلال از عراق است. این نیز از راه گفت‌وگو و مذاکره جدی با عراق و بعدها نیز با کشورهای همسایه و دولت‌های خارجی ممکن است.
در این مرحله نیز آمریکا و نیروهای بین‌المللی بیشتر از بقیه برای حفظ برنامه‌های خود در منطقه و تأمین منافع استراتژیک خود به تکاپو افتاده‌اند و از این راه می‌خواهند حضور نظامیی خود را تقویت و پایگاه‌های خود را افزایش دهند. واضح است که وجود پایگاه‌های نظامی آمریکا ارتباطی با رفراندوم و استقلال کردستان ندارد؛ بلکه از قبل وجود داشته است؛ اما ممکن است از این به بعد بیش‌از‌پیش به گسترش آن فکر کنند؛ علاوه بر اینکه نباید از یاد برد براساس توافقی استراتژیک میان عراق و آمریکا، در عراق حضور دارند. 
برای مقابله با اقداماتی از این دست، به عقیده‌ من باید کشورهای همسایه و به‌ویژه ایران بیشتر از قبل به این مسائل بیندیشند؛ همچنان که به درازای تاریخ جنبش آزادی‌خواهانهه ملت عراق و اقلیم کردستان تا جنگ علیه تروریست‌ها و گروه تکفیری داعش، جمهوری اسلامی ایران کمک‌های شایانی به عراق و کردها داشته و اکنون نیز به همان شیوه سابق که همکار و هم‌پیمان کُرد و شیعه و حتی اهل سنت عراق علیه ظلم و دیکتاتوری صدام بوده‌اند، می‌توانند از راه گفت‌وگو و کمک به تأمین حقوق مشروع مردم کردستان که در قانون اساسی عراق نیز بر آنها تأکید شده، همه گروه‌ها را در راه رسیدن به حقوق خود یاری دهند. این در حالی است که حق تعیین سرنوشت در قانون اساسی عراق مورد تأکید قرار گرفته است. از این راه می‌توان مانع گسترش و تقویت پایگاه‌ها و مراکز کشورهای دیگر در عراق شد؛ چون کردها در گذشته ثابت کرده‌اند که می‌توانند بخشی از راه‌حل و عاملی مهم برای تأمین امنیت باشند و مسلما در آینده نیز چنین خواهند بود.
 *نماینده حکومت اقلیم کردستان در ایران

سه شنبه, 14 شهریور 1396

ناظم دباغ معتقد است: پیله وری و پیکانکاری خرد، کار تجاری واقعی و در حد و اندازه های اقتصاد ایران و عراق نیست

مریم خورشیدی - با وجود تفاهم و اشتراکات مذهبی و سیاسی بین ایران و عراق همچنان در حوزه تجارت و فعالیت های اقتصادی مشکلات زیادی بین دو کشور وجود دارد. ظرفیت های بالقوه موجود در بازار عراق این فرصت را در اختیار ایران قرار داده که در عرصه اقتصادی این کشور حرف های جدی برای گفتن داشته باشد. ناظم دباغ نماینده حکومت اقلیم عراق در گفتگو با اگزیم نیوز به تشریح برخی موانع بر سر راه توسعه روابط اقتصادی و تجاری دو کشور پرداخته و می گوید: بخش خصوصی حاضر در بازار عراق مشکلات عدیده ای دارند که ادامه فعالیت طولانی مدت را برای طرف ایرانی با مشکل مواجه می کند، از جمله این مشکلات تازه کار بودن و نداشتن رزومه قوی در حوزه های مربوطه است.

دباغ افزود: به نظر می رسد فعالین اقتصادی بخش خصوصی ایران تحت شرایط خاص و با حمایت های ویژه وارد عراق شده و به دلیل عدم توانایی، تجربه و سرمایه کافی نمی توانند در پروژه های بزرگ موفق عمل کنند. کار در عراق نیازمند بهره مندی از توان بالا در مدیریت بحران است که  متاسفانه پیمان کاران ایرانی در حال حاضر از آن بی بهره هستند و این خلا مبدل به فرصتی برای رقبا شده تا با مدیریت بهتر جایگاه مناسب تری نست به ایران کسب کنند.

وی خاطر نشان کرد: ملاحظات تاریخی بین دو کشور نشان داده که همه گروه های سیاسی در عراق با ایران رابطه سیاسی حسنه داشته اند و این موضوع منجر به ایجاد امنیت خاطر بین فعالین اقتصادی دو طرف شده است. هرچند ایرانیها همیشه دیدگاه امنیتی به بازار عراق داشته اند حال آنکه اگر بخواهند حضور پررنگ تری در کشور ما داشته باشند، باید از منظر استاندارد های بازرگانی و تجاری به موضوع بنگرند.

ناظم دباغ در مورد قیمت های پیشنهادی پیمانکاران ایرانی گفت: دو وضعیت در این خصوص وجود دارد اول آنکه پیمانکاران ایرانی با ارائه قیمت های پایین در مناقصه به هر ترتیب برنده می شوند ودر ادامه با تورم ایجاد شده توان تکمیل پروژه ها را ندارند. هزینه های بالای مراحل اجرایی با زقم پیشنهادی هنگام مناقصه همخوانی ندارد و ادامه کار را برای پیمانکار ایرانی غیر ممکن می کند. حالت دوم شامل پیمانکارانی است که با قیمت های بالا وارد رقابت می شوند. حال آنکه رقبا با قیمت های پایین تر نظر طرف عراقی را جلب کرده و نتیجه این می شود که پیمانکار ایرانی به حاشیه رانده می شود.

وی از دیگر مشکلات فعالیت اقتصادی در عراق را برای پیمانکاران ایرانی مبحث ضمانت بانک و حکمیت دانست و اذعان داشت: هر چند دولت ایران در بحث ضمانت کارهای خوبی انجام داده اما به دلیل عدم اطلاع رسانی مناسب از این خدمات، بسیاری از شرکت های ایرانی بدون بهره مندی از این مزیت در عراق کار می کنند و گهگاه شاهد بروز مشکل در این بخش هستیم.

دباغ تصریح کرد: در مجموع باید گفت تفاوت زیادی بین قوانین و مقررات ایران و کشورهای دیگر طرف تجاری ایران وجود دارد. کار با این مقررات دست و پا گیر و فرایند کند تجارت در مقایسه با کشورهای دیگر برای بازرگانان عراقی جذاب نیست. باید برای تسهیل قوانین و مقرراتی که به نوعی مانع در مسیر تعاملات تجاری محسوب می شوند تلاش کرد.

وی با اشاره به ابعاد بزرگ پروژه های حال حاضر و آتی در عراق گفت: پیله وری و پیمانکاری خرد، کار تجاری واقعی و در حد و اندازه های اقتصاد ایران و عراق نیست. پروژه های اقتصادی در عراق به اندازه ای بزرگ هستند که برای ورود به آنها نیازمند پیمانکاران قوی و بزرگ هستیم که از سوی دولت ایران حمایت شوند. در حال حاضر عمده فعالیت تجاری در مرزهای ایران پیله وری است و برای کار جدی و بزرگ باید برنامه ریزی بهتری مدون و حساب شده داشت.

ناظم دباغ گفت: اخیرا دولت ایران چند شرکت معتبر به عراق فرستاد اما متاسفانه به دلیل همزمانی حضورشان با بحران اخیر اقلیم کردستان یعنی قطع بودجه و کاهش درآمدهای نفتی، نتوانستند به کار خود ادامه دهند.

وی به جایگاه ویژه ایران دربازار عراق تاکید کرد و گفت: سطح حضور و سهم ایران از بازار عراق بستگی به این دارد که دولت ایران تا چه اندازه از بازرگانان خود حمایت می کند و قوانین و مقررات را در مسیر تسهیل روابط تجاری تغییر می دهد. خوشبختانه بعد از برداشته شدن تحریم ها این فرصت برای ایران وجود دارد که فعالیت اقتصادی خود را در کشورهای منطقه، به ویژه عراق توسعه دهد.

 

 ناظم دباغ تاکید کرد: همواره معتقدم ایران می تواند شریک تجاری اول عراق باشد. از سال ۲۰۰۴ شرکت های ایرانی در عراق رشد چند برابری داشته اند و امروز ترکیه گوی سبقت را از ایران ربوده است. هرچند ایران در رتبه دوم شرکای تجاری عراق قرار دارد اما فاصله اش با ترکیه زیاد است.  ایران می تواند با رفع مشکلات ذکر شده این فاصله را کم و حتی از رقبا عبور کند.

شنبه, 04 شهریور 1396

نماینده حکومت اقلیم کردستان در تهران می‌گوید بستن مرزها آخرین گزینه روزی میز ایران در صورت اعلام موضع علیه رفراندوم است و تا این لحظه نیز هیچگونه تصمیمی در این راستا اتخاذ نکرده‌اند.


ناظم دباغ می‌گوید: ایران در مورد رفراندوم و همه‌پرسی صادقانه‌ترین موضع را داشته، که عدم برگزاری رفراندوم است، همچنین ایران اعلام آمادگی کرده که در چارچوب قانون اساسی عراق و توافقات صورت گرفته، میان بغداد و اقلیم، از اقلیم کردستان حمایت کند. 

ناظم دباغ در ادامه گفت: "اما باید دید موضع ایران بعد از توافقاتش با ترکیه چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد، تا این لحظه هیچ تصمیمی مبنی بر بستن مرزها اتخاذ نکرده، اما با تحلیل تهدیداتی که مطرح می‌شود مسلما اگر بخواهند در مقابل رفراندوم مانعی ایجاد کنند، بستن مرزها، یکی از گزینه‌های احتمالی خواهد بود".

نماینده اقلیم در تهران معتقد است ایران بدون همراهی ترکیه چنین اقدامی نخواهد کرد، "به نظر من ایران موضع خود را متکی به موضع بغداد خواهد کرد، چه برای بستن مرزها یا مخالفت با کلیت مساله." و تاکید کرد بستن مرزها آخرین گزینه‌ی ایران است، "معتقدم ایران بدون همراهی ترکیه چنین نخواهد کرد، مسلما موضع ایران در مقابل موضع ترکیه بهتر خواهد بود"

 

در  تاریخ ٧/٦/٢٠١٧ در جلسه میان مسعود بارزانی و ١٥ جریان سیاسی اقلیم (به جز جنبش تغییر و جمعیت اسلامی) در پیرمام تصمیم گرفته شد که در تاریخ ٢٥/٩/٢٠١٧ رفراندوم و همه‌پرسی استقلال در اقیم کردستان برگزار شود، براساس این تصمیم رفراندوم در مناطق کردستانی خارج از اداره‌ی اقلیم کردستان نیز برگزار خواهد شد. 

 

صفحه8 از34

آخرین اخبار

گزارشات پر بازدید

حالت های رنگی